تبلیغات
مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ. از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است. امام علی (ع) BOOTS
مجله سیزده59
تصاویر برگزیده
إنّ الله معنا ، ولا فاقَةَ بنا إلى غیرِه ، والحقَّ معنا فلن یوحِشَنَا مَن قعدَ عنّا .. ونحن صنائعُ ربّنا والخلقُ بعدُ صَنائعُنا. (الغیبة للشیخ الطوسی ص172) Verily, Allah is with us and we have no need to other than Him; right is with us so we won't be distressed by those who desist from helping us; we are the willing tools of our Lord and people are our willing tools. (Al-Ghayba, by shaykh al-Toosy P. 172)
شناختBOOTS


همه می پرسند چرا بوتس ؟! بوتس نماد سروان بی ادعایی است ،که جان خود را در راه حفظ اسلام وآرمان های خط امام (ره) و مقام معظم رهبری فدا کرده اند . گروه نویسنده گان بوتس این نماد را یاد آور این تکلیف و وظیفه در محوریت و بینش حفظ اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی می داند .
با سپاس احترام گروه فرهنگی بوتس
به افتخار فولاد خوزستان؛ هلل یوس هل یوسه!

بررسی دو خطی تمام تیم های لیگ برتر فوتبال ایران

به افتخار فولاد خوزستان؛ هلل یوس هل یوسه!
جشن خوبی بود! عروسی تمام شد. جام را فولاد از تبریز به اهواز آورد. شهری که تا صبح نخوابید و مردم در خیابان ها و لابه لای بوق کر کننده موتورها و ماشین ها فریاد می زدند: هلل یوس هل یوسه!....

 عصر ایرانپرونده بسته شد. فولاد قهرمان. مثل جشن عروسی پرهیاهویی که تمام شده است. مهمان ها رفته اند، گوشه تالار ظرف های یکبار مصرف روی زمین ولو شده. ژله روی برنج. روبان ها آویزان روی گل های پلاسیده! عروس و داماد رفته اند و مهمان ها به خانه رسیده اند و دارند در مورد کیفیت بد جوجه کباب ها حرف می زنند یا اینکه عروس چقدر به داماد نمی آمد! چند نفری هم از ته دل می گویند خوشبخت باشند! جشن خوبی بود! عروسی تمام شد.

جام را فولاد از تبریز به اهواز آورد. شهری که تا صبح نخوابید و مردم در خیابان ها و لابه لای  بوق کر کننده موتورها و ماشین ها فریاد می زدند: هلل یوس هل یوسه!.... 

نگاهی کوتاه می اندازیم به 16 تیم حاضر در لیگ. مثل همان حرف های مهمان ها. رسیده به خانه. خسته. سرخوش یا خمار و غمگین!

1- فولاد خوزستان: شایسته برای قهرمانی. تیمی متشکل از جوان های خوش تراش. محصول لاماسیای ایران. سرمربی: آقای فرکی! محترم. آرام و متین. مثل معلم های ادبیات. حالا فردوسی پور هم می داند او روی نیمکت «پیک نوروزی» حل نمی کرد. مشق قهرمانی می نوشت!

2- پرسپولیس: به جای پول، چک برگشتی گرفتیم! بازیکنان قرمز آنقدر در مورد بی پولی و چک و سفته حرف زدند که بیش از محمود احمدی نژاد آدم را یاد یارانه می انداختند.  با ناسپاسی هدیه استقلال را هفته ماقبل آخر پس فرستادند. دایی میان حمایت هواداران و اعتراض آنها نمی داند به کدام طرف «غش» کند! قرمزها بالاتر از استقلال ایستادند این یعنی نصف جام!

3- نفت تهران: سینه خیز به طرف جام آمدند. بی صدا. جوری که کسی متوجه نشد این همه امتیاز را چطور جمع کرده اند؟ یحیی گل محمدی نشان داد لقمه های کوچک را خوب قورت می دهد. آنها شایسته بودند. بی حاشیه. بی ادعا. اما گلوگیر خاص و عام. حیف که بوی نفت می دادند. نفت یعنی ما پول داریم!

4- سپاهان: طرفداران این تیم بعد از مدتها کُری نخواندند که «ما سپاهانیم و حالا حالاها قهرمانیم». نویدکیا هم با آن تواضع عجیب اش گفت چهارم شدن خوب است! آنها مثل همیشه خوب بودند. درخشیدند. اما نه به اندازه ای که مستحق باشند جام را به دیار گز و پولکی ببرند و بگذارند کنار ترک های بستر خشک شده زاینده رود!

5- استقلال: قیافه بهت زده تماشاگران این تیم در بازی آخر نمایانگر همه چیز بود. درمانده. خسته و منتظر تمام شدن فصلی کابوس وار. یک روز سر سائیدن بر عرش. یک روز مالیده شدن بر فرش! درست مثل مهدی رحمتی دروازه بانی که می تواند ستاره یا فاجعه تیم باشد. شاید نیاز بود در این فصل قلعه نوئی «علی» مشهور را صدا می زد! آهای فرهاد مجیدی...!

6-تراکتورسازی: یاشاسین تراختور! این را هواداران این تیم بعد از سوت پایان آخرین بازی شان در لیگ هوار کردند. آنها یک جام قهرمانی را امسال به خانه برده بودند. مثل شیری سیر، دیگر برای شکار عطش نداشتند. تراکتورسازی در طول فصل گاهی مغلوب هوادارنش شد وقتی به تیم شان فشاری خردکننده وارد می کردند. یک نفر میلاد فخرالدینی را به آرایشگاه ببرد. لطفاً!

7- ملوان: قوهای سپید انزلی تیم شایسته ای بودند. با سرهایی بلند و لباس هایی مثل همیشه گل آلود. آنها سرباز هستند، مردانه می جنگند. اما تماشاگران این تیم حتماً دلشان برای داماش تنگ می شود. روح سیروس قایقران در آرامش است. بچه های شهرش هنوز فوتبال را با عشق بازی می کنند.

8-سایپا: مثل پراید! خوب دور بر می داشتند، سر پیچ های مهم تعادل شان را از دست می دادند، تمام بدنه می لرزید و سر آخر چپ کردند و هشتم شدند! اما همین که همه سرنشینان آن سالم هستند باید خوشحال بود. سایپا «مطمئن» نبود. آنها به چند سعید شهباززاده نیاز داشتند که جاده را خوب می شناخت.

9- صبای قم: « نفس باد صبا» بیشتر بوی رضا عنایتی می داد. کم رمق اما ترسناک. بوی کافور عطر یاس! آنها انگار از همان اول فصل برای نهم شدن کمر همت بسته بودند. 8 پیروزی، 9 تساوی و 13 شکست! با تفاضل گل 6- باید خوشحال باشند که سقوط نکردند. از صبا انتظار توفان نداشته باشید!

10- گسترش فولاد: پسرهای مهدی تارتار خوش درخشیدند. شاید اگر به رسول خطیبی فرصت بیشتری می دادند آنها جایگاه آبرومندتری کسب می کردند. تیمی که با طروات بازی می کرد و البته با طراوت گل می خورد! مهرداد بایرامی را به خاطر بسپارید. او می تواند یک ستاره شود. اگر قدر خودش را بداند. در این کشور البته «دانستن قدر خود» کار آسانی نیست!

11- راه آهن سورینت: بابک زنجانی! این اسم مثل داغی روی بدن تیم حک شده بود حتی وقتی پسر موبور را بردند که اعتراف کند باز هم تیم زیر سایه سنگین اش ماند. قرار است سال آینده «سورینت» را از ادامه نامش حذف کنند. به همین سادگی همه چیز درست می شود! قطارهای ایران نیاز به جایگزینی دارد. با قطار فرسوده همین که به دره سقوط نکردند باید شاکر باشند!
12-  استقلال خوزستان: در این فصل بیشتر به پیشکسوتان پرسپولیس – استقلال شبیه بود. میلاد میداودی، ایمان مبعلی، حسین کعبی، عادل کلاه کج و ... روزگارشان مثل هوای تابستان اهواز بود. غبارآلود! زورشان به تیم های پائین جدول می رسید اما مقابل بالادستی ها متواضع بودند و فروتن! زیادی فروتن!

13- ذوب آهن: چهار سال پیش نایب قهرمان آسیا بودند حالا برای سقوط نکردن دست و پا می زدند. شاید معجزه شوخی و طعنه های فیروز کریمی در دقایق آخر این تیم را نجات داد. برای مدیران شرکتی که آهن را ذوب می کنند مهم نیست که او یکی از ف. ک های معروف کشور هست یا نیست، همین که ماندند می گویند: دمت گرم دادا!

14- فجرسپاسی: رفتند پلی آف! شیراز بدون تیم شود ادبیات لیگ سقوط می کند! بازیکنان هر تیم، سالی یک بار می روند شیراز، هم مسابقه هم فال حافظ! غلامحسین پیروانی در سکوت به سر می برد، او اگر بود شاید شعری می خواند در مورد فلک و روزگار و تقدیر! سرهنگ یاوری اما دیگران را شماتت می کند. سرهنگ ها شاعر نمی شوند. دستور می دهند!

15- داماش گیلان: به نفرین مال باختگان پرونده فساد اقتصادی گرفتار آمدند؟ تیمی که خوب بازی می کرد مستحق سقوط نبود. اما آنها در روز آخر لباس شان به لنگر کشتی سقوط کرده مس کرمان گیر کرد. به آنها باختند. مس سنگین بود، داماش را هم به زیر آب بود. حیف از داماش!

16- مس کرمان: سقوط! این عاقبت تیمی بود که زمانی گربه سیاه تیم های بزرگ می شد. اشک و فریاد هواداران این تیم به جایی نرسید. لوکا بوناچیچ فنی و بداخلاق هم نتوانست گره از کارشان بگشاید. مستقیم به لیگ یک سقوط کردند. به قول خود کرمونی ها :« از بس پس پسکی رفت از اون ور بون افتاد»!
بازدید : بازدید : بار          08:07 ق.ظ | یکشنبه 24 فروردین 1393          نویسنده : سردبیر مجله بوتس          نظرات


نوروز 1393 مبارک باد
آمار کاربران

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : نفر
آخرین بروز رسانی :

امكانات