تبلیغات
مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ. از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است. امام علی (ع) BOOTS
مجله سیزده59
تصاویر برگزیده
إنّ الله معنا ، ولا فاقَةَ بنا إلى غیرِه ، والحقَّ معنا فلن یوحِشَنَا مَن قعدَ عنّا .. ونحن صنائعُ ربّنا والخلقُ بعدُ صَنائعُنا. (الغیبة للشیخ الطوسی ص172) Verily, Allah is with us and we have no need to other than Him; right is with us so we won't be distressed by those who desist from helping us; we are the willing tools of our Lord and people are our willing tools. (Al-Ghayba, by shaykh al-Toosy P. 172)
شناختBOOTS


همه می پرسند چرا بوتس ؟! بوتس نماد سروان بی ادعایی است ،که جان خود را در راه حفظ اسلام وآرمان های خط امام (ره) و مقام معظم رهبری فدا کرده اند . گروه نویسنده گان بوتس این نماد را یاد آور این تکلیف و وظیفه در محوریت و بینش حفظ اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی می داند .
با سپاس احترام گروه فرهنگی بوتس
زبان صالحان‏

زبان صالحان‏

 

نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان

 

قال رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم:

 أوصانى ربى بتسع... وأن یكون صمتى فِكراً ومَنطقى ذِكراً ونَظرى عبرا «1»

قال على علیه السلام:

اللِسانُ میزانُ الإنسانِ، العینُ رائِدُ القَلبِ‏ هدایة العلم: 458- 558

 


 زبان و گفتار و خاموشى‏

 

زبان از بزرگ‏ترین نعمت‏هاى حضرت حق به انسان است.

زبان عضوى است كه اظهار خواسته‏هاى درون انسان و بیان نیازمندى‏هاى او را به عهده دارد.

زبان عضوى است كه رشته‏هاى مختلف علوم را از مغز و قلب انسان به دیگران انتقال مى‏دهد.

زبان عضوى است كه با سخنان لطیف و محبت‏آمیزش غم و غصه را از دل‏ها مى‏زداید.

زبان عضوى است كه گمراه را هدایت مى‏كند و سرنگون‏شده در چاه ضلالت را نجات مى‏دهد و دوزخى را به سوى بهشت راهنمایى مى‏نماید.

زبان عضوى است كه مى‏تواند با تشویقش انسان‏هاى به ضعف نشسته را توانایى بخشد و هنرهاى آنان را آشكار كند و روح خلاقیّت را در وجودشان فعّال نماید و از بیكارى عاطل و باطل مانده، متحرّكى پویا و سرزنده‏اى دانا بسازد.

زبان اگر در مدار تربیت حق و هدایت خداى مهربان و تعلیمات پیامبران و امامان و اولیاى الهى قرار گیرد، تبدیل به كارگاهى بزرگ براى تولید خیر و نیكى مى‏شود و از این طریق سودى سرشار و منفعتى فراوان به صاحبش و به دیگران مى‏رساند.

زبان را باید در جایى كه خدا به آن اجازه‏ى سخن گفتن داده است آزاد گذاشت تا منافع دریا گونه‏اش را به سوى محتاجان امور معنوى و مادى سرازیر كند. و نیز باید در جایى كه به آن اجازه‏ى گفتار نداده‏اند به سكوت و خاموشى نشیند تا زیان گفتار باطل و بى‏جایش به كسى نرسد.

از گفتار زبان در موردى كه گفتن شایسته‏ى اوست تعبیر به قول حق، قول عدل، و قول میسور و قول بلیغ و قول حسن و قول احسن شده و در موردى كه باید از گفتار خوددارى ورزد و خاموشى پیشه سازد تعبیر به صمت شده است.

صالحان و شایستگان كه هدایت حضرت حق چون خورشید از افق وجودشان طلوع دارد آنجا كه باید بگویند مى‏گویند، گرچه گفتارشان براى آنان عامل رنج و زحمت شود و جانشان را در معرض خطر قرار دهد؛ و در موردى كه باید خاموشى و سكوت پیشه سازند به خاموشى و سكوت مى‏نشینند، گرچه بسیارى از منافع ظاهرى را از دست بدهند.

صالحان با زبانشان به تجارتى برمى‏خیزند كه سودش ابدى و هرگز كسادى و زیان در آن راه ندارد.

روایات اهل بیت علیهم السلام در رابطه با زبان و منافع و سودش اشاراتى بس لطیف و باارزش دارند كه دانستنش بر همگان لازم است.

از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت شده است:

الجَمالُ فِى اللِّسان‏ «2»

. زیبایى در زبان است.

جَمالُ الرَّجُلِ فَصاحَةُ لِسَانِهِ‏ «3»

. زیبایى مرد در گویایى و روشن‏گویى زبان اوست.

امیرالمؤمنین علیه السلام در روایاتى مى‏فرماید:

صورَةُ المَرءَةِ فِى وَجهِها وَصورَةُ الرَّجُلِ فِى مَنطِقِ‏ «4»

. شكل و شمایل زن در چهره‏ى او و شكل و شمایل مرد در گفتار اوست.

الإنسانُ لُبُّه لِسانُه وَعقلُه دِینُه‏ «5»

. مغز انسان زبان او و دینش پاى بند اوست.

كَلامُ الرَّجُلِ مِیزانُ عَقلِهِ‏ «6»

. سخن مرد ترازوى سنجش عقل اوست.

 

خطرات زبان‏

و نیز روایات اهل بیت علیهم السلام در رابطه با زبان و زیان‏ها و خطرات غیرقابل جبرانش مطالبى بسیار مفید و سودمند بیان كرده‏اند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در روایاتى مى‏فرماید:

فِتنةُ اللِّسانِ أشَدُّ مِن ضَرْبِ السَّیْفِ‏ «7»

فتنه‏ى زبان شدیدتر از ضربت شمشیر است.

بَلاءُ الإنسانِ مِنَ اللِّسانِ‏ «8»

. بلاى انسان از زبان است.

یَا عَلِىُّ! مَن خَافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُو مِن أهلِ النّارِ «9»

. یا على! كسى كه مردم از زبانش بترسند اهل آتش است.

طُوبَى لِمَن أنفَقَ فَضَلاتَ مَالِه وَأمسَكَ فَضَلاتَ لِسانِهِ‏ «10»

. خوشا به حال كسى كه اضافه‏هاى مالش را در راه خدا هزینه كند و از اضافه‏هاى گفتارش جلوگیرى كند.

چون آدم، فرزندانش و فرزندان فرزندانش زیاد شدند، پیوسته نزد او سخن مى‏گفتند و او ساكت بود. گفتند: پدر تو را چیست كه سخن نمى‏گویى. گفت: اى فرزندانم! خداى بزرگ زمانى كه مرا از جوارش بیرون كرد از من تعهد گرفت و فرمود: گفتارت را كم كن تا به جوار من درآیى.

إن كانَ الشَرُّ فِى شَى‏ءٍ فَفِى اللِّسان‏ «11»

. اگر شرّى در چیزى باشد پس در زبان است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در روایاتى مى‏فرماید:

حَدُّ اللِسانِ أمضى مِن حَدّ السَنان‏ «12»

. تیزى زبان دردناك‏تر از تیزى نیزه است.

اللِسانُ سَبُعٌ إن أطلَقْتَه عَقَر «13»

. زبان درنده‏اى است كه اگر رهایش كنى زخم مى‏زند.

كلُّ إنسان مُؤاخِذٌ بِجِنایَةِ لِسانِهِ وَیَدِهِ‏ «14»

. هر انسان به جنایت زبان و دستش مؤاخذه خواهد شد.

كَمْ مِن إنسانٍ أهلَكه لِسان‏ «15»

. چه بسیار انسانى كه زبان او را هلاك كرد.

صلاحُ الإنسانِ فِى حَبسِ اللِسان‏ «16»

. مصلحت انسان در حبس زبان است.

 

خاموشى و اندیشه‏

اولیاى الهى به خاطر شرور و فتنه‏هاى زبان صمت و سكوت را در مواردى كه لازم مى‏دانستند برابر با فرمان‏هاى حق شعار خود قرار مى‏دادند و از بیجا گفتن و بیهوده بافتن و كلام باطل و هر سخنى كه مورد پسند حق نبود خوددارى مى‏كردند و دنیاى خلوت سكوت و خاموشى را براى تفكر و اندیشه در حقایق غنیمت مى‏شمردند و براى یافتن واقعیات معنوى و الهامات غیبى به حركت فكرى مى‏پرداختند. چنان كه پیامبر بزرگ اسلام از حضرت حق روایت مى‏كند كه به من سفارش فرمود:

أن یكونَ صَمتى فِكراً «17»

خاموشى و سكوتم اندیشه باشد.

انسان در عرصه‏گاه سكوت و خاموشى هنگامى كه به اندیشه مى‏پردازد و عقل خداداده را به كار مى‏گیرد، امورى علمى و هنرى و اجتماعى و مادى و معنوى به نظرش مى‏رسد كه براى او و دیگران در صورتى كه عملى شود بسیار مفید و سودمند خواهد بود.

راستى شگفت‏آور است كه آیین مقدّس اسلام نمى‏خواهد و نمى‏پسندد حتى سكوت و خاموشى انسان بیهوده و باطل بگذرد، بلكه مى‏خواهد دنیاى سكوت انسان هم با همراهى فكر و اندیشه به نتایج پربار و امور پرمحصول برسد.

روایات باب سكوت و خاموشى، سكوتى را مى‏گویند كه همراه با اندیشه و فكر باشد وگرنه سكوت بدون اندیشه كارى لغو و بیهوده است و اسلام انسان را از كار بیهوده نهى مى‏كند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى‏فرماید:

عَلیكَ بِطولِ الصَمتِ فَإنّه مَطرَدَةٌ لِلشیطانِ وَعونٌ لَكَ عَلى أمرِ دِینِك‏ «18»

. بر تو باد به طول سكوت و خاموشى زیرا سكوت موضع دور كننده‏ى شیطان و كمكى براى تو نسبت به كار دین تو است.

و نیز مى‏فرماید:

ثَلاثٌ مُنجِیاتٌ: تَكُفُّ لِسانَكَ وَتَبكِى عَلَى خَطِیئَتِكَ وَتلزَمْ بَیتك‏ «19»

 سه چیز نجات بخش است: این كه زبانت را از گناهان زبان نگاه دارى و بر معاصى و خطاهایت گریه كنى و در صورتى كه بیرون رفتنت از خانه موجب شر است به خانه بنشینى.

و در روایتى فرمود:

إذا رَأیتُمُ المُؤمِنَ صَمُوتاً فَادنُوا مِنهُ؛ فَإنَّهُ یُلْقِى الحِكمَةَ «20»

. هنگامى كه مؤمن را بسیار ساكت و خاموش دیدید به او نزدیك شوید؛ زیرا حكمت القا مى‏كند.

امیرالمؤمنین علیه السلام در روایاتى مى‏فرماید:

اصمُت دهرَك یجلّ أمرَك‏ «21»

. همه‏ى روزگارت را ساكت و خاموش باش تا زندگى و كارت عظیم و بزرگ شود.

الصَمتُ رَوضَةُ الفِكر «22»

 سكوت و خاموشى باغستان اندیشه است.

الزِم الصَمتَ فأدنى نَفعَه السلامَة «23»

 ملازم سكوت باش كه كمترین سودش سلامت است.

طوبَى لِمَن صَمت إلّامِن ذِكرِ اللَّه‏ «24»

خوشا به حال كسى كه سكوت پیشه كند مگر از ذكر خدا.

عَلیكَ بِلزومِ الصَمتِ؛ فَإنّه یُلْزِمُك السَّلامةُ وَیؤمِنُك النّدامَة «25»

بر تو باد به ملازمت سكوت و خاموشى، زیرا تو را به عرصه‏ى سلامت‏ مى‏كشاند و از پشیمانى امانت مى‏دهد.

لَا خَیرَ فِى السّكوتِ عَن الحقّ كما أنّه لَاخیرَ فِى القَولِ بِالجَهلِ‏ «26»

خیرى در سكوت از گفتار حق نیست، چنان كه خیرى در گفتار باطل نیست.

لَا عِبادَةَ كالصَّمت‏ «27»

هیچ عبادتى مانند سكوت و خاموشى نیست.

امام هشتم علیه السلام فرمود:

مِن عَلَامَاتِ الفِقهِ: الحِلْمُ والعِلْمُ وَالصَّمتُ. إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِكمَةِ، وَإنّ الصَّمتَ یَكْسِبُ المَحَبَّةَ، إنَّه دَلِیلٌ عَلَى كُلِّ خَیرٍ «28»

. از نشانه‏هاى فهم بردبارى و دانش و سكوت است. همانا سكوت درى از درهاى حكمت است و بى‏تردید سكوت براى انسان كسب محبت مى‏كند، یقیناً سكوت راهنماى به سوى همه‏ى خیرهاست.

هشدار كه هر ذره حساب است در اینجا

 

دیوان حساب است و كتاب است در اینجا

حشرست و نشورست و صراط است وقیامت‏

 

میزان و ثواب است و عقاب است در اینجا

آن را كه حساب عملش لحظه به لحظه است‏

 

با دوست خطاب است و عتاب است در اینجا

آن را كه گشودست ز دل چشم بصیرت‏

 

بیند چه حساب و چه كتاب است در اینجا

آن را كه قیامت خوش و نزدیك نماید

 

از گرمى تعجیل دل آب است در اینجا «29»

   

 

 گفتار ذكر گونه‏

پس از خاموشى به جا و سكوت عاقلانه، نوبت به سخن گفتن در جایى كه باید سخن گفت مى‏رسد.

رسول اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در روایت مورد بحث كه هفت قسمتش در صفحات گذشته توضیح داده شد مى‏فرماید: از جمله سفارشات حضرت ربّ العزه به من این بود كه گفتارم ذكر باشد.

شاید منظور از ذكر در این سفارش ملكوتى سخن گفتن به صورتى باشد كه گمراهى را هدایت كند، یا حكمت و علم و دانشى به مردم بیاموزد، یا فراهم آوردن زمینه‏اى براى رساندن صاحب حقى به حقش باشد، یا گواهى و شهادتى كه قاضى را براى اجراى عدالت كمك كند، یا غم و اندوهى را از دلى پاك نماید.

اگر انسان سخنى گوید كه گمراهى هدایت یابد، مصداق این روایت بسیار بسیار مهم كه خطاب پیامبر به على علیه السلام است مى‏شود:

وَایْمُ اللَّهِ لأَن یَهدِىَ اللَّهُ عَلَى یَدَیكَ رَجُلًا خیرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ وَ غَرَبَتْ‏ «30»

سوگند به خدا اگر خدا مردى را به دست تو هدایت كند براى تو از آنچه خورشید بر آن طلوع كند و غروب مى‏نماید بهتر است.

اگر انسان سخنى بگوید كه آن در سخن علم و دانش و حكمت به مردم بیاموزد مصداق این حدیث رسول خدا مى‏شود كه فرمود:

مردى را روز قیامت به محشر مى‏آورند كه براى او حسناتى چون ابرهاى‏ انباشته یا كوه‏هاى برافراشته است، مى‏گوید: پروردگارا! این همه حسنات از كجا براى من فراهم شده در حالى كه من آنها را انجام نداده‏ام؟ خدا مى‏فرماید: این دانش تو است كه آن را به مردم آموختى و آنان پس از تو به آن عمل كردند! «31» اگر انسان با سخن و كلام خود به مؤمنى كمك دهد تا حاجتش روا شود و به حقش برسد مصداق این روایت بسیار مهم مى‏گردد:

مَن قَضَى لِمؤمنٍ حاجَةً قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوائِجَ كَثیرةً أدناهُنَّ الجَنَّةَ «32»

كسى كه حاجت مؤمنى را به جا آورد و گره از كار او بگشاید، خداوند حاجت‏هاى بسیار او را روا مى‏كند كه كمترین آن ورود به بهشت است.

اگر انسان با كلام خود در دادگاهى شهادت به حق دهد تا قاضى دادگاه عادلانه حكمى صادر كند، مصداق این روایت رسول خدا مى‏شود:

مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقُّ لِیُحْیِىَ بِها حَقُّ امْرِئٍ مُسلمٍ أَتَى یَومَ القِیامَةِ وَلِوَجْهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ یَعْرِفُهُ الخَلایِقَ بِاسْمِهِ وَنَسَبِهِ‏ «33»

 كسى كه به حق گواهى دهد تا با گواهى‏اش حق انسان مسلمانى زنده شود روز قیامت مى‏آید در حالى كه براى چهره‏اش نورى است كه دیده را به خود جلب مى‏كند.

اگر انسان با سخن خود غم و اندوهى را از دلى بزداید، مصداق این روایت‏ امام صادق علیه السلام مى‏گردد:

مِن أَحَبِّ الأعمالِ إلَى اللَّهِ عزَّ وَجَلَّ إدخالُ السُّرورِ عَلَى المُؤمِنِ، إشبَاعُ جَوْعَتِهِ أو تَنْفِیسُ كُربَتِهِ أو قَضاءُ دَیْنِهِ‏ «34»

 از محبوب‏ترین اعمال نزد خداى عزّ و جلّ وارد كردن خوشحالى و شادمانى بر مؤمن است: با سیر كردن گرسنگى‏اش یا برطرف كردن غم و اندوهش یا پرداخت قرض و وامش.

 

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- تحف العقول: 36؛ بحار الانوار: 74/ 140، باب 7، حدیث 8.

(2)- تحف العقول: 37؛ بحار الانوار: 74/ 143، باب 7، حدیث 24.

(3)- كنز العمال: حدیث 28775.

(4)- بحار الانوار: 68/ 293، باب 78، حدیث 63.

(5)- تحف العقول: 217؛ بحار الانوار: 75/ 56، باب 16، حدیث 119.

(6)- غرر الحكم: 209، اللسان میزان، حدیث 4032.

(7)- جامع الاخبار: 93، الفصل الثانى و الخمسون فى اللسان؛ بحار الانوار: 68/ 286، باب 78، حدیث 42.

(8)- جامع الأخبار: 93، الفصل الثانى و الخمسون فى اللسان؛ بحار الانوار: 68/ 286، باب 78، حدیث 42.

(9)- جامع الأخبار: 93، الفصل الثانى و الخمسون فى اللسان؛ بحار الانوار: 68/ 286، باب 78، حدیث 42.

(10)- بحار الانوار: 68/ 287، باب 78، حدیث 42.

(11)- بحار الانوار: 68/ 289، باب 78، حدیث 53.

(12)- غرر الحكم: 213، خطر اللسان، حدیث 4149؛ هدایة العلم: 551.

(13)- غرر الحكم: 213، خطر اللسان، حدیث 4143؛ هدایة العلم: 552.

(14)- غرر الحكم: 213، خطر اللسان، حدیث 4157؛ هدایة العلم: 552.

(15)- غرر الحكم: 213، خطر اللسان، حدیث 4159؛ هدایة العلم: 552.

(16)- غرر الحكم: 210، حسن اللسان، حدیث 4054.

(17)- تحف العقول: 36؛ بحار الانوار: 74/ 140، باب 7، حدیث 8.

(18)- معانى الاخبار: 335، باب معنى تحیة المسجد، حدیث 1؛ بحار الانوار: 68/ 279، باب 78، حدیث 19.

(19)- خصال: 1/ 85، حدیث 13؛ بحار الانوار: 68/ 279، باب 78، حدیث 20.

(20)- مستدرك الوسائل: 9/ 18، باب 100، حدیث 10083؛ میزان الحكمه: 7/ 3172، الصمت، حدیث 10827.

(21)- غرر الحكم: 216، آثار الصمت، حدیث 4249؛ هدایة العلم: 335.

(22)- غرر الحكم: 215، الصمت و أهمیته، حدیث 4221؛ هدایة العلم: 335- 337.

(23)- غرر الحكم: 216، آثار الصمت، حدیث 4262؛ هدایة العلم: 335- 337.

(24)- غرر الحكم: 118، اهمیة الذكر، حدیث 3623؛ هدایة العلم: 335- 337.

(25)- غرر الحكم: 216، آثار الصمت، حدیث 4256؛ هدایة العلم: 335- 337.

(26)- غرر الحكم: 70، حدیث 991؛ هدایة العلم: 335- 337.

 

(27)- غرر الحكم: 216، الصمت و اهمیته، حدیث 4236؛ هدایة العلم: 335- 337.

 

(28)- كافى: 2/ 113، باب الصمت وحفظ اللسان، حدیث 1؛ بحار الانوار: 68/ 294، باب 78، حدیث 65.

 

(29)- فیض كاشانى، دیوان اشعار، غزل 29، به اختصار. (30)- كافى: 5/ 28،، باب وصیة رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم وامیرالمؤمنین علیه السلام فى السرایا، حدیث 4؛ تهذیب: 6/ 141، باب 62، حدیث 2؛ بحار الانوار: 21/ 361، باب 34، حدیث 3.

(31)- عن محمد بن حماد الحارثى، عن أبیه، عن أبى عبد اللَّه علیه السلام، قال: قال رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم یجى‏ء الرجل یوم القیامة وله من الحسنات كالسحاب الركام أو كالجبال الرواسى، فیقول: یا رب أنى لى هذا ولم أعملها، فیقول هذا علمك الذى علمته الناس یعمل به من بعدك.

بصائر الدرجات: 5، باب 2، حدیث 16؛ بحار الانوار: 2/ 18، باب 8، حدیث 44.

(32)- بحار الانوار: 71/ 285، باب 20، حدیث 7.

(33)- كافى: 7/ 380، باب كتمان الشهادة، حدیث 1؛ بحار الانوار: 101/ 311، باب 2، حدیث 9.

(34)- كافى: 2/ 192، باب إدخال السرور على المؤمنین، حدیث 16؛ بحار الانوار: 71/ 297، باب 20، حدیث 29.

 

 

 مطالب فوق برگرفته شده از

کتاب : زیبائى هاى اخلاق 

بازدید : بازدید : بار          08:32 ق.ظ | یکشنبه 7 اردیبهشت 1393          نویسنده : سردبیر مجله بوتس          نظرات


نوروز 1393 مبارک باد
آمار کاربران

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : نفر
آخرین بروز رسانی :

امكانات