تبلیغات
مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ. از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است. امام علی (ع) BOOTS
مجله سیزده59
تصاویر برگزیده
إنّ الله معنا ، ولا فاقَةَ بنا إلى غیرِه ، والحقَّ معنا فلن یوحِشَنَا مَن قعدَ عنّا .. ونحن صنائعُ ربّنا والخلقُ بعدُ صَنائعُنا. (الغیبة للشیخ الطوسی ص172) Verily, Allah is with us and we have no need to other than Him; right is with us so we won't be distressed by those who desist from helping us; we are the willing tools of our Lord and people are our willing tools. (Al-Ghayba, by shaykh al-Toosy P. 172)
شناختBOOTS


همه می پرسند چرا بوتس ؟! بوتس نماد سروان بی ادعایی است ،که جان خود را در راه حفظ اسلام وآرمان های خط امام (ره) و مقام معظم رهبری فدا کرده اند . گروه نویسنده گان بوتس این نماد را یاد آور این تکلیف و وظیفه در محوریت و بینش حفظ اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی می داند .
با سپاس احترام گروه فرهنگی بوتس
جایگاه سیاسی زنان در عصر رسول اعظم (ص) 2
5. بیعت و احساس تشریک مساعی
بیعت زمانی انجام می پذیرد که احساس ها و انگیزه ها برانگیخته شود و با توجه به مسئولیت پذیری که پیدا کرده است با پیشوای خود پیمان می بندد تا از مسیر باورهای مورد قبول وی بی راهه نرود و تمام انرژی خود را در راه اعتلای باورهای خود مصرف نماید.
شایان ذکر است که در عصری که در سرزمین عربستان مردان دختران خود را به جرم دختر بودن زنده به گور می کردند و از نظر اجتماعی و سیاسی هیچ حقی قائل نبودند. بر اساس آیه بیعت زنان با پیامبر اکرم(ص)، هویت مستقل سیاسی و حقوقی زنان در اسلام مورد تأیید قرار گرفت؛ یعنی زنان نه تنها تحت قیومیت مردها به فعالیت های مؤثر در راستای نیازهای انسانی و سرنوشت ساز بپردازند، بلکه در فرآیند زندگی در جامعه مسئولیت حقوقی و سیاسی خود را نیز دارند. در میان قبایل حجاز رسم بر این بود که برای حفظ منافع افراد و قبیله و دفاع از آنان در برابر دشمن با فردی که نسبت به او صلاحیت سرپرستی قائل بودند و او را از دیگران برتر می دانستند، وارد مذاکره می شدند، نیازها و معضلات خود را باوی در میان می گذاشتند و هرگاه میان آن ها و زمامدار مورد نظرشان توافقی حاصل می گردید و او نیز سرپرستی آن ها را می پذیرفت، به عنوان نشانه ی اطاعت و قبول سرپرستی وی با او دست می دادند که ماهیت حقوقی وسیاسی بیعت به حساب می آمد و اما وقتی مؤمنان با پیامبر(ص) بیعت می کردند، بُعد دیگری نیز به طور طبیعی بر آن افزوده می شد و آن بُعد دینی و معنوی بیعت بود؛ زیرا بیعت با پیامبر(ص) بر اساس عمل به تعالیم وی مطلبی بود فراتر از بیعت با یک حاکم دینی که تنها به منظور حفظ زندگی و منافع مادی انجام می شد. در حقیقت پس از بیعت با پیامبر(ص) مردم دو تعهد و مسئولیت داشتند: نخست تعهد و مسئولیت در قبال دستورات الهی، دیگری تعهد و مسئولیت در مقابل قرارداد که خود با پیامبر(ص) بسته اند. علت این که پیامبر اسلام(ص) در موارد مختلف از پیروان خود بیعت گرفت، همین بود که بیعت خود یک مبدأ التزام و تعهد بود[30] راضی گردید.
«سلمه بن اکوع» (یکی از بیعت کنندگان) در این زمینه می گوید: موقعیت آن چنان حساس بود که در واقع می توان این بیعت را بیعت مسلمانان بر مرگ نامید.[31]
بیعت در تاریخ اسلام از بارزترین جوانب فعالیت سیاسی می باشد که امت اسلامی و به خصوص زنان آن را انجام داد و از دیدگاه اسلام بیعت موجب مشروعیت نظام حکمرانی می گردد و این به پیش از تشکیل دولت اسلامی به وسیله رسول خدا(ص) برمی گردد و انگیزه بیعت اساساً از اراده و اقتدار امت برمی خیزد و بیعت براساس اراده و اختیار صورت می گیرد.
در آن روز (عصر نبوی) ابراز خواسته های سیاسی و اجتماعی به شکل های مبارزه منفی، بیعت با پیامبر(ص) تأمین نیاز های مادی نشان داده می شد و امروز به صورت مشارکت سیاسی در انتخابات، تظاهرات و... نشان داده می شود.
بدون شک درک اهمیت حضور زنان در بیعت هایی که در عصر نبوی صورت گرفت مستلزم در نظر گرفتن بیعت به عنوان یکی از حساس ترین امور سیاسی اسلام است که نقش سیاسی زنان را در آن شرایط خطیر نشان می دهد.
مردم (به شمول مردان و زنان) پیش از بیعت آزاد و مختارند که دست بیعت بدهند و یا خیر, ولی پس از بیعت و اعلام وفاداری نسبت به مصوبه و دستورات پیشوا و رهبر, حق سرپیچی و تخلف را ندارند. رسول خدا(ص) در همین باره فرموده است:
«سه گروهند که مورد غضب الهی قرار می گیرند و خداوند با آنان سخن نمی گوید: یکی از این سه گروه افرادی هستند که با رهبر خویش فقط به جهت منافع دنیایی بیعت می نمایند. اگر به واسطه بیعت به مطامع دنیوی خویش رسیدند، بر بیعت خویش پایدار می مانند وگرنه دست از حمایت او برمی دارند و از بیعت، تخلف می نمایند.»[32]
در زمانی که زنان از ضروری ترین حقوق خود محروم بودند، اسلام و رسول خدا(ص) آزادی، حق رأی و نظر را برای زنان به ارمغان آورد. شیوه ی بیعت زنان با پیامبر اکرم(ص) به وضوح نمایانگر این امر است که دین مقدس اسلام بر حضور زنان در عرصه مسائل سیاسی و سرنوشت ساز و دفاع از آرمان های مکتبی تأکید می کند. در چنان شرایط چند تن از اهل یثرب نزد پیامبر(ص) آمدند و پس از آشنایی با اسلام در تبعیتی با پیامبر اکرم(ص) شرکت کردند که این بیعت، بیعت النساء نامیده شد. آن ها تعهد کردند همان طور که از فرزندان خود دفاع می کنند از رسول خدا(ص) و مکتب او دفاع نمایند و به جهت اهمیت بیعت که زنان با توجه به شرایط حساس آن روز به آن تن دادند، خداوند رضایت خود را از بیعت کنندگان بیان می کند:
﴿لَقَدْ رَضِیَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ ...﴾[33]؛
«به تحقیق خداوند از مؤمنین آن گاه که در زیر درخت با تو بیعت نمودند راضی است.»

مهاجرت و زن
مهاجرت در حقیقت نوعی ستیز علیه نظام و سنت و وضعیت موجود می باشد و اگر ما سیاست را ایجاد دگرگونی و تغییر و اصلاح رفتار و تربیت بدانیم، بدون شک مهاجرت مسلمانان در عصر اختناق مکه اعتراض علیه ارزش های حاکم در مکه و رسومات کهن و جایگزینی ارزش ها و باورهای جدید به حساب می آمد. زنان مهاجر در شرایط سخت و بحرانی مکه در صف مبارزان مرد قرار گرفته ومبارزه منفی را بر ضد باورهای جاهلی شروع کردند، ولی می توان از مصادیق مهاجرت زنان در عصر نبوی به مهاجرت حبشه و مهاجرت زنان از فضای سیاسی و فرهنگی مکه به مدینه اشاره نمود:

1. هجرت به حبشه
ترک خانه و سختی ها را تحمل نمودن به خاطر حفظ دین ونجات از زیر بار زنجیرهای استبداد خودکامگی، خودرأیی و... می باشد؛ مثلاً هجرت و ترک خانه و کاشانه به منضور حفظ دین و رهایی از آزار مشرکان و مخالفان، حرکتی سیاسی است. خداوند زنان و مردان مسلمان را به هجرت و ترک «دارالفکر» یعنی مکه دعوت کرد.[34]
خود رسول اکرم(ص) وقتی دید تهدیدها، اذیت و آزار مشرکان بر مسلمانان افزون گشت، از مسلمانان خواست در صورت امکان به حبشه هجرت کنند.[35]
در کتاب های سیره آمده است که در هجرت اول به حبشه یازده مرد و چهار زن شرکت داشتند.[36] «رقیه» دختر رسول خدا(ص)،[37] «سهله بنت سهیل بن عمرو»،[38] «ام سلمه بنت ابی امیه»، «لیلی بنت أبی حشمه بن حذیفه».[39] تعداد زنان که برشمرده شدند تنها زنان مهاجر نبودند، بلکه پس از آن مسلمانان دیگر به آن ها ملحق شدند تا آن که تعداد مردان به 82 یا 83 و زنان به هجده تن رسید.[40]
تجربه ی تاریخی نشان می دهد که در هرمقطعی از زمان گروهی از مردم با وجود هدایت فطرت الهی شان در مسیر راست، پاکی و صلاح خود و دیگران، تنها به دلیل زیستن و ماندن در جامعه ی کفر، یعنی جامعه ای که جو غالب با عصیانگران است و مؤمنان و صالحان تحت فشار شدید قرار دارند، اغلب سعی می کنند برای حفظ موقعیت و جان و جایگاه خود تحت تأثیر جو سیاسی و اجتماعی قرار بگیرند و همرنگ جماعت شوند.
مسلمانان صدر اسلام علی رغم تنگناهای سیاسی و اقتصادی و تهدیدات وارده از سوی قریش و موانع فیزیکی و جغرافیایی در سر راه دست از دین خود برنداشته و تحت تأثیر روح حاکم در سرنوشت مردم مکه قرار نگرفتند و به نوعی با فرهنگ جاهلیت به مبارزه برخواستند و هرروز بر تهدیدات کفار قریش افزوده می شد:
خداوند در چنین شرایطی آنان را به هجرت امر می نماید که آیاتی از سوره های نساء، عنکبوت و زمر همگی به این معنا اشاره دارند.[41]
آیات قرآن به این گروه خطاب می کند که عذر آنان پذیرفته نیست؛ زیرا که در جامعه ی فاسد و منحرف یا باید چون موسی(ع) علیه بدعت ها و ناهنجاری های اخلاقی، سیاسی و اجتماعی قیام کرد و جامعه را تغییر داد و یا چون ابراهیم، نمرود را که اصلاح پذیر نیستند در سرزمین خویش به خود واگذاشته و به سرزمین دیگری هجرت نمایند.
پرواضح است که هجرت در تاریخ اسلام همواره آمیخته با رنج ها و سختی ها می باشد و به عبارتی هجرت نخستین چرا گفتن و واکنش نشان دادن در برابر رسومات جاهلی و غیر قابل پسند از نظر هجرت کننده است، و ثانیاً بریدن و قطع علاقه از علقه ها و علاقه های قدیمی است؛ زیرا که این بریدن به خاطر ترک جامعه ای کفرپیشه و به هدف تغییر مطلوب در آن مردم است.
در اسلام دو هجرت تاریخی رخ داده است که بسیار چشمگیر و سرنوشت ساز بوده است؛ از این رو دو سفر بسیار گفته شده و شنیده شده است، ولی آن چه کمتر به آن بذل توجه شده و پرداخته شده، حضور همپای زنان با مردان در این فراز سخت و سرنوشت ساز و شکوهمند در عصر نبوی می باشد و یا به عبارت روشن تر و بهتر، این حرکت بنای اولین خشت در معماری حکومت اسلامی است.
آن چه از بیان هجرت زنان حائز اهمیت است نه حضور فیزیکی زنان در این سفرها و یا صرف وجود آنان در کنار مردان نیست، بلکه حاکی از آن است که دین و ایمان جدید آن چنان در رگ های وجود زنان ریشه دوانده بود که به خاطر دین هجرت کردند و همه ی علقه ها و پیوندهای اجتماعی و قبیله ای را کنار گذاشتند و اگر با نگاه ژرف تر و موشکافانه تر به این موضوع بنگریم، درمی یابیم رنج هجرت برای یک زن به خاطر لطافت وجودی و احساسات نهفته اندر درونش نبوده، بلکه دقت و آشنایی آنان از مسائل پیرامون اگر بیش از مردها نباشد کمتر نخواهد بود.

2. مهاجرت به مدینه
زمانی که رسول خدا(ص) مکه را به قصد مدینه ترک گفت مسلمانان در مکه پیشوای خود را از دست دادند و از سوی کفار قریش بر فشارها و تهدیدات خود افزودند، پیامبر اکرم(ص) دستور مهاجرت به مدینه را داد. این سفر نیز با خطراتی همراه بود.
مسلمانان، اعم از زنان و مردان، در گروه های بسیار کوچک و گاهی حتی به تنهایی مکه را ترک و به سمت مدینه حرکت کردند، تا حکومت نوپای اسلامی را تحت رهبری حضرت رسول(ص) تشکیل دهند. این هجرت در آن مقطع حساس سیاسی و اجتماعی از چنان اهمیتی برخوردار بود که قرآن کریم در این زمینه فرموده است:
﴿... وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یُهَاجِرُواْ مَا لَکُم مِّن وَلاَیَتِهِم مِّن شَیْءٍ حَتَّی یُهَاجِرُواْ ...﴾[42]؛
«کسانی که ایمان آوردند، ولی هجرت نکردند دوست شما نیستند تا این که هجرت کنند.»
در هجرت زنان به مدینه شاهد حضور گسترده هستیم. زنان در این هجرت بیش از هجرت به حبشه از روی درایت و آزاده تصمیم گرفتند، تمام اموال و دارایی خود را بدون آن که بدانند دارایی آن ها دوباره به دستشان خواهد رسید یا نه، همه را به خاطر حفظ جان و دین خود رها کرده و به مدینه هجرت نمودند و از بیابان های خشک و سوزان گذشته و مسافت 470 کیلومتر را طی نموده و خود را به رسول خدا(ص) رساندند تا از او و حکومت دینی و نوپایش حمایت نمایند.
یکی از پررنج ترین این سفرها، هجرت فاطمه بنت اسد می باشد. از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند:
«به درستی که فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی(ع) اولین زنی بود که به سوی پیامبر(ص) پیاده از مکه به مدینه هجرت نمود.»[43]
زینب دختر رسول خدا(ص) در زمانی که از مکه به سمت مدینه هجرت می کرد مورد هجوم کافران قریش قرار گرفته و شدیداً آسیب دید و فاطمه به همراه علی(ع) نیز از زمره زنان است که با ابزار هجرت و ترک حاکمیت رسومات جاهلی به مصاف دشمنان دین رفت و نقش سیاسی خود را در قبال مسائل سیاسی به اثبات رسانید.
در تاریخ اسلام اولین مسلمان قریشی که به مدینه هجرت کرد «ابو سلمه بن عبدالاسد» از بنی محزوم بود.[44] او به همراه همسرش «ام سلمه» و فرزندشان یک سال قبل از پیمان عقبه به قصد هجرت به مدینه از مکه خارج شد، ولی در راه خاندان ام سلمه به آنان هجوم آوردند و مانع از هجرت او شدند. ام سلمه را «بنی مغیره» زندانی کردند و فرزندشان را «عبدالاسد» برد. ابوسلمه به ناچار به تنهایی به مدینه رفت.
ام سلمه حدود یک سال از همسر و فرزند جدا بود و بی تابی می کرد تا آن که به او رقت آوردند و رهایش کردند و سپس او با فرزندش عازم مدینه شد و در تنعیم «عثمان بن أبی طلحه» به آن ها کمک کرد و ایشان را به مدینه رساند.[45]
اولین زن مهاجر که به مدینه رسید، «لیلی بنت أبی حشمه» بود که با همسرش «عامربن ربیعه» پس از ابوسلمه به مدینه رسیدند.[46]
پس از آن به تدریج زنان همراه مردان خود و یا به تنهایی از مکه خارج و راهی مدینه شدند. هجرت آنان در آن مقطع حساس و خطیر بسیار با اهمیت و چشمگیر بود؛ چرا که مبارزه سیاسی علیه بدعت گذاران و بت پرستان مکه بود که از نوآوری در زمینه های فرهنگی و مدیریتی، رشد افکار آزادی خواهانه در هراس بودند.
زنان در چنان فضای اختناق، ستم و بی عدالتی و حق کشی و سلب آزادی و... سیستم زندگی و روش جدید را در قالب هجرت و نفی شرک، خرافات و بدعتکاری به سایر زنان یاد دادند و روحیه ی مبارزه را در میان زنان به وجود آوردند.
مشورت در مسائل ضروری
یکی از مواردی که می تواند نقش و جایگاه ارزشی و سیاسی زنان را در عرصه سرنوشت امت اسلامی قابل توجه و مؤثر دانست مشورت نمودن پیامبر(ص) با این ها در زمینه ی مسائل سیاسی و نیازها و معضلات اجتماعی می باشد و از آن جا که مسائل سیاسی نمی تواند از مجموعه مسائل هم چون مشورت با عناصر خردمند و دارای بینش و آگاه به امورات اطراف خارج باشد و از این رو می توان مشورت با زنان در عصر نبوی را از مواردی به حساب آورد که نقش سیاسی زنان را در آن زمان ثابت نماید؛ چنان که در سیره ی رسول خدا(ص) مواردی دیده می شود که پیامبر اکرم(ص) با زنان مشورت کرده و به نظر آنان عمل می کند.[47] و هرچند که حضرات معصومین(ع) از علم لدنی برخوردار بودند، ولی باز هم جهت تکریم شخصیت دیگران و به خصوص قشر زنان در برخی از مسائل جاری به مشورت می پرداختند.
گفتنی است که این مشورت در زمانی واقع می شد که بسیاری از مردان از کوچک ترین مسائل پیرامون خود بی اطلاع بودند. رسول خدا(ص) طبق دستور پروردگار در بسیاری از موارد اصحاب خود و برخی از زنان را در جریان کار می گذاشت و از آن ها مشورت می خواست . قرآن کریم در این زمینه فرموده است:
﴿... وَشَاوِرْهُمْ فِى الاَمْرِ ...﴾[48]؛
«در امور با هم مشورت کنید.»
ارزش این مشاوره در از میان بردن مشکلات سیاسی و اجتماعی بیشتر جلوه گر و آشکار می شود. روشن است که رسول اکرم(ص) نظر مشورتی کسانی را می پذیرد که از علم، اطلاع عمیق و نظر زیرکانه برخوردار باشد و بدون تردید ایشان چون نظر خیر به امت اسلامی داشت و از این رو با کسانی به مشورت می پرداخت که قدرت درک دقیق مسائل را داشته باشند و با هوشمندی لازم نظر دهند و در هنگام اظهار نظر احساسات را به کار نبرند و جا دارد در این فرصت از تحقیق به جهت تبیین بهتر این موضوع به نمونه ی تاریخی اشاره نماییم:
رسول الله(ص) پس از صلح حدیبیه با «ام سلمه» همسر خویش به مشورت نشست و با توجه به نظر او گرهی را گشود. جریان از این قرار بود که رسول الله(ص) در رؤیا دید که به حج رفته و قربانی می کند. بنابراین از مسلمانان خواست تا مُحرم شده و به همراه او به سوی مکه روان شوند.
در حدیبیه مشرکان مکه راه را بر مسلمانان بستند. رسول الله(ص) با آنان پیمان بست و قرار بر آن شد که مسلمانان آن سال بازگردند و سال دیگر برای حج عازم شوند. پس از بستن عهدنامه، رسول اکرم(ص) از مسلمانان خواست که با قربانی کردن و تراشیدن سر از احرام خارج شوند، اما همهمه ای مسلمانان را فراگرفت و با وجود آن که ایشان سه بار درخواست خود را تکرار کرد و هیچکدام از این امر اطاعت نکردند. رسول خدا(ص) محزون به نزد ام سلمه رفت و مسأله را با او در میان گذاشت. ام سلمه که زنی هوشمند، خردمند و حزم اندیش بود، گفت: شما خارج شو و با کسی سخن نگو. خود قربانی کن و سلمان را صدا کن سرت را بتراشد. رسول الله(ص) چنین کرد و مردم نیز از او اطاعت کردند و از احرام خارج شدند.[49]
مشورت با زنان در روایات اسلامی به دو گونه سفارش شده است و در برخی از آن ها تأکید می ورزد که با زنان مشورت نماید، ولی در بعضی از موارد آمده است که با آنان هرچند که مشورت می کنید باید برخلاف نظر آنان عمل کنید و در روایتی از رسول خدا(ص) چنین آمده است:
«با زنان مشورت کنید و مخالف آن عمل کنید؛ زیرا در مخالفت با آن ها برکت و فزونی وجود دارد.»[50]
و منظور از این روایت ضعف و سستی در اراده و ناتوانی در تصمیم گیری آن ها است و اما در صورتی که کمال تدبیر و شعور آنان آزموده شود، بدون تردید مشورت با آنان مفید خواهد بود و از این رو در روایات به این موضوع اشاره کرده است.[51]
از مجموع روایاتی که در باب مشورت با زنان وارد شده و برخی از آن ها مشورت با زنان را نهی کرده اند و برخی تأیید و تأکید ورزیده اند، به خاطر دقت نظر، کمال عقل و درایت زنان است و ما می توانیم روایاتی که به طور مطلق اشاره دارد بر عدم مشورت با زنان را بر مقید حمل کنیم و بگوییم که آن دسته از زنان که از هوشمندی بالایی برخوردارند استثنا شده اند و بنابراین آن دسته از زنان که مورد مشورت قرار می گیرند دارای امتیازات و برتری های عقلی اند، همانند مشورت نمودن رسول خدا(ص) با ام سلمه در مورد جریان خارج شدن از احرام.

نقش دفاعی زنان در عصر نبوی
وقتی از نقش دفاعی زنان حرف به پیش می آید تمام تلاش ها و پیگیری هایی را در برمی گیرد که به نفع اسلام و امت اسلامی باشد و از جمله تلاش های خالصانه ی زنان حضور در عرصه مسائل سیاسی ونظامی است که برای آیندگان الگو قرار می گیرد. عصر نبوی کامل ترین دوره تاریخ بشری در ظهور و بروز الگوهای رفتاری است و از جمله موضوعاتی که طرح و تبیین آن در این تحقیق موجب الگوبرداری صحیح خواهد بود و ما را در مسیر صواب هدایت خواهد کرد، نقش زنان در عصر نبوی می باشد و نقش زنان در تمام حوزه های زندگی قابل توجه بوده است. نقشی که بدون افراط، تفریط و شعارزدگی سطحی نگری و استفاده ابزاری از این قشر موجب تربیت زنان نامدار و بزرگی گردید که نقش اساسی در تعیین سرنوشت سیاسی و نظامی داشته اند.
پس از بیعت زنان با رسول خدا(ص) مسئله تشریک مساعی زنان در کنار مردان در امر دفاع از ارزش ها و حاکمیت سیاسی در مدینه بود. با آغاز حکومت نبوی در مدینه و حملات خصمانه ی دشمنان اسلام از بیرون مدینه، بحث دفاع شکل گرفت و در این میان زنان مسلمان با شروع اولین جنگ ها، خواهان شرکت در دفاع بودند و پیامبر اکرم(ص) توانایی برخی از زنان را بسیار بالا و آنان را سرشار از عشق و روحیه فداکاری و ایثار می دیدند و از این رو ایشان به آنان اذن حضور در صحنه نبرد با مشرکان را می دادند. «صفیه»، دختر عبدالمطلب گوید:
«در جنگ احزاب زیر رگبار سنگ و تیر بودم که یک یهودی به سوی ما آمد، من شمشیر حان بن ثابت را گرفتم وگردن یهودی را زدم، طوری که سرش به طرف گروهی پرتاب شد.»[52]

زنان در صحنه جهاد
از آن جا که دفاع و جهاد مربوط به سرنوشت اسلام و امت اسلامی است و زنان هم در این راستا تکالیف و مسئولیت هایی به عهده دارند، حضور مستقیم و غیر مستقیم آن ها در امر جهاد بیانگر روحیه و بینش سیاسی آن ها نسبت به مسائل پیرامون می باشد که در نتیجه نقش سیاسی زنان را در عصر نبوی نشان می دهد و برای روشن شدن موضوع به چند نمونه از حضور زنان در عرصه پیکار علیه کافران در عصر نبوی می پردازیم:
«ام زیاد الشجعیه» از زنان مسلمان و از جمله آن شش زنی است که در جنگ خیبر همراه با سپاه مسلمانان بودند می گوید: خبر حضور ما در جنگ به پیغمبر(ص) رسید و به سوی ما آمد و فرمود: با اجازه ی چه کسی آمده اید؟ گفتیم: دارو آورده ایم تا مجروحان و زخمی ها را مداوا کنیم، مهمات سربازان را نگاهداری کنیم و... پیامبر سخنان ما را شنید و اجازه ماندن در جبهه را به ما داد.[53]
تاریخ شاهد حضور زنی دیگری در صحنه نبرد به نام «ام سنان» است که می گوید: آن گاه که پیامبر(ص) می خواست به جنگ خیبر برود خدمتش عرض کردم: یا رسول الله، اجازه می دهید که همراه شما بیایم؟ مشک های آب را تعمیر می کنم، مجروحان را مداوا می کنم، ... پیامبر(ص) فرمودند:
«زن های دیگری هم در این جنگ شرکت کرده اند و من به آن ها اجازه حضور داده ام و از طایفه ی خود تو هستند و تو می توانی با ما باشی، پس همراه ام سلمه باش.»[54]
زن دیگری که نیز عاشقانه به خدمت رسانی مشغول بود «رفیده» بود؛ او شخصاً مجروحان را مداوا و پرستاری می کرد. پیغمبر(ص) نیز گاه به دیدنش می رفت و احوالش را می پرسید.[55] در نبرد خندق که سعد بن معاذ مجروح شد، او پرستاری می کرد.
بدون تردید در فرهنگ دینی مبارزه و جهاد علیه دشمن به خاطر حفظ دین، خانواده، ارزش های مورد احترام امری است ذاتی و فطری از نظر ساختار انسانی که در نهاد وی گذاشته شده است، از یک سو و از سوی دیگر جزو تکالیف دینی به حساب می آید و از این رو هیچ انسان غیرتمند و مسئولیت پذیر در برابر تجاوز ساکت نمی ماند و به مصاف متجاوزین شتافته و از رهگذر مبارزه با پلیدی ها و ضد ارزش ها به عرصه جهاد می رود.
زنان نیز که جزو ترکیب جمعیت امت اسلامی به حساب می آیند، در این میان مسئولیت دارند و اگر به حریم معتقدات و کاشانه و شخصیت حقوقی و حقیقی وی تجاوز شد در برابر بیگانگان و متجاوزان بی تفاوت نمی نشینند و سعی می کنند با هروسیله با او به مبارزه برخواسته و از خود دفاع کنند. روشن است که این مبارزه هرگاه با عقیده ی صحیح و روشن همراه باشد، از ارزش والا برخوردار خواهد بود و مجاهد را به کمال و اوج خواهد رساند. عالی ترین مبارزه و جهاد و نیز مقدس ترین دفاع زمانی است که در راه خداوند مذهب و عقاید دینی باشد. از این رو جهاد و جهادگران در شریعت اسلام از مقام والایی برخوردارند و در آیات بسیاری ستوده شده اند.[56]
بدیهی است که جهاد در راه خدا مستلزم نیرو، قدرت جسمی و آمادگی رزمی است و بر کسی واجب است که از نظر توانایی (جسمی و روحی) بتوانند جهاد نمایند و به همین علت بر کودکان، نابینایان، دیوانگان و سایر کسانی که توان ندارند جهاد واجب نیست.
اما جهاد از آن جا که دفاع از عقیده، مال ونفس است، میان زنان و مردان در این زمینه فرقی قائل نیست؛ فقها جهاد را به دو نوع تقسیم کرده اند:
ـ ابتدایی؛
ـ دفاعی.
جهاد ابتدایی را تنها بر مردان آزاد واجب کفایی می دانند، اما از آن جا که دفاع از عقیده، ناموس، زندگی و دارایی عمل منطقی و مطابق با عقل و فطرت است، جهاد دفاعی را بر زنان نیز واجب می دانند.[57]
از آن جا که همه ی جهادها به جهاد دفاعی باز می گردد، بنابراین جهاد بر زنان نیز واجب کفایی است و آنان باید به حد توان خود در آن شرکت کنند.[58]
شواهد بسیاری در تاریخ اسلام وجود دارد که زنان به گونه های مختلف در غزوه ها و سریه های در زمان رسول خدا(ص) شرکت داشتند که بسیار قابل اهمیت و چشمگیر بوده است.
هرچند مصادیقی که بتوان حضور زنان را به طور کلی در عرصه جهاد ثابت کند ممکن است کمتر پیدا شود، ولی نقش زنان به شکل های گوناگون در عصر نبوی تجلی پیدا کرده است که در این فرصت از تحقیق به برخی از آنان می پردازیم:


بازدید : بازدید : بار          03:03 ب.ظ | پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393          نویسنده : سردبیر مجله بوتس          نظرات


نوروز 1393 مبارک باد
آمار کاربران

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : نفر
آخرین بروز رسانی :

امكانات